مشاورین

داستان حدیث کساء  
بسم الله الرحمن الرحیم
از مهد کودک بچه ش خیلی تعریف می کرد. می گفت من خیلی وقت نمی کنم برای بچه وقت بذارم، نه حوصله بازی کردن باهاش رو دارم نه حال قصه تعریف کردن و .... بعد از مدتی رفتارهای خیلی بدی از بچه می دیدیم، حرف های بد میزد، خشن شده بود، آهنگ های نامناسب می خوند و نشون می داد، مهدشون بیشتر از اون چیزی که فکرشو می کردیم ،تاثیر روی بچه گذاشته بود؛ اما تاثیر منفی نه مثبت!
بعضی مهد کودک ها دغدغه تربیت مناسب و دینی بچه ها رو دارن، اما بعضی ها ان

داستان حدیث کساء 
باز هم سوزش حریق!  
 
 
دیشب مجلس عروسی دعوت بودیم، آنجا دو نفر صاحب نام، در کسوت روحانی! و از سینه چاکان جنابِ روحانی! که در حوزۀ مشاورين ایشان کار می کنند و نسبت تقریباً فامیلی هم با ما دارند؛ خیلی نابخردانه و با نگاه کاملاً حزبی و سیاسی، عملکرد آتش نشان های غیرتمند را زیر سئوال می بردند و حرف های مفتی هم موذیانه در بارۀ آنها بر زبان می راندند.
از مغرضانه بودن افاضاتِ این دو شخصیت همین بس که می گفتند: آتش نشان ها سنجیده عمل نکردند و ناشیانه وارد ساختمان شدند! خو

باز هم سوزش حریق!